کلاسهای آموزشی دوران بارداری

پسر گلم سلام

خوبی مامانی؟ این عکس بالا شمایی که داری در هفته۲۳ به سر میبری عسل مامان...

مامان جون وآقاجون دو ساعته رفتن مشهد انشالله که به سلامتی برن و برگردن شنبه میان اگه بدونی چقدر خونه بدون اونا دلگیره با اینکه کلی با دایی جون وحید بگو بخند کردیم ولی الان دایی جون وحید داره برات به سیب یوسف میخونه تا شما چهره نازت انشالله دلنشین بشه

امشب هم قراره زن دایی جون شیما به به درست کنه و واسه شام بریم خونشون دست دایی جون وخانمش درد نکنه...

بابایی گل شما هم که رفته دانشگاه و منو دایی وحید امروز ناهار تنهایی چقدر ناراحت کننده اس ولی بیخیال نی نی زود برمیگردن غصه نخور عسلم...

خب جیگر طلای مامان روز یکشنبه این هفته اولین جلسه کلاسهای آموزش اطلاعات دوران بارداری و آمادگی برای زایمان مامانی بود کلاسهای خوبی به نظر میاد کلی ورزش بهمون یاد دادن و کلی هم اطلاعات درمورد شما بدست اوردیم وآخرش هم ریلکسیشن داشتیم که خیلی لذت بخش بود فشار مامانی هم ۹ بود که خوبه و صدای قلب شما هم مثل همیشه شیرین و شنیدنی وزن مامانی هم شده بود ۶۵.۵که خوبه...الهی قربونت بشم همه این کلاسها و ورزشها شیرینن چون  به خاطر فرشته خواستنی مثل شماست... امیدوارم سالم وسرحال۴ ماه دیگه بیایی تو بغل مامان و بابا...

پسرکم فردا یعنی۱۲ آذر شما به سلامتی ۵ ماهت تموم میشه عسلم پنج ماهگیت مبارک...

راستی فاطمه زند یکی از دوستای قدیم مامانه دو-سه روز پیش دخترگلش به دنیا اومد مبارکش باشه...

خب دیگه خبر خاصی نیست و باید مرخص بشم امری نیست عسلم؟بوووووووس

بای

 

هدیه های نی نی

آقاپسر گل مامان سلاااااااااااااام

پسر گلم خوبی؟

ببخشید که چند روزه واست ننوشتم ولی امروز بی هیچ مناسبتی جبران میکنم

از عنوانی که گذاشتم معلومه که میخوام برات از کجا بگم...

از اولین کادویی که برای شما اومد و از اون به بعد هنوز شما واست کادو میاد

دایی جون حمید را یادته برات تعریف کردم با زن دایی جون شیما رفته بودن سوریه؟آره همون موقع را میگم که موقع برگشتشون مامان رفت آزمایش تکمیلی قند داد...آره از سفر که اومدن واست کلی اسباب بازی و هدیه اوردن ولی دو تاش که از همشون با مزه تر بود سوغاتی بود یکیشون خر رقاص بود و اون یکی پرنسس سبز رنگ نازه آره قربون اون قد کوچولوت برم کادوهات خیلی خوشگلن

راستی پسر گلم دایی و زن دایی واسه مامان هم یه عالمه سوغاتی اوردن ولی از همه بامزه تر یه لباسیه که وقتی میبوشمش شکمم قشنگ معلوم میشه همه کلی واسم ذوق میکنن روز عید غدیر واسه اولین بار ژوشیدمش که همه میگفتن کلی بهم میاد خودمم خیلی دوستش دارم آخه وقتی اونو میپوشم قشنگ شما رو میبینم بابایی هم کلی این لباس رو دوست داره ومنم هر روز واسش میژوشمش تا واست ذوق کنه عسلم

دست دایی جون وزن دایی گلت درد نکنه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 و اما کادوی بعدی:

تولد باباجون گلت را یادته؟ اون روز که مامان جون مهری اومده بود تولد بابایی برای شما هم یه بالشتک موزیکال سبز رنگ خوشگل اورده بود که وقتی به دنیا اومدی آروم روی اون بخوابی و مامانی برات قرآن بذاره و شما حالشو ببری عسل مامانNight

   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

و اما کادوی بعدی:

بابا جون شما مدیر کاروانه...خوش به حالش همش میره کربلا و مکه و سوریه چند روز پیش یعنی فردای عید قربان از کربلا اومدن و فردای عید غدیر که ما رفتیم خونشون دیدم یه لباس خوشگل ناز برای شما سوغاتی اورده الهی قربونت برم که قراره این لباسهای خوشگل را بپوشینی نی گلم شما به مامان گفتی از بابا جون تشکر کنه یعنی با یه تکون محکم اینو به مامانی فهموندی مامانی هم به باباجون گفت که شما داری تشکر میکنی و باباجون هم خندید و گفت نی نی باباجون وظیفشه منم گفتم اختیار دارید باباجون وظیفه بزرگواریتونه...راستی نی نی این لباسه هم سبزه... اگه گفتی چرا؟ باباجون گفت واسه اینکه مامان نی نی سیده پس سبز گرفته...I Love You

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب خبر دیگه اینکه مامان جون و آقاجون فرداشب میپرن به سمت مشهد خوش به سعادتشون

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خب نی نی یه چیز بامزه هم بگم که بابا جون گلت که الهی مامانی به قربونش بره دیشب که شما داشتی تکون میخوردی سرشو گذاشت روشکم مامان و گفت داره یه صدایی میشنوه وااااای اگه بدونی بابایی چقدر ذوق کرده بود کلی بوست کردو قربون صدقه ات رفت حالا نمدونم واقعا چیزی شنیده بود یا تلقین بودولی همین هم خیلی شیرینه

پسر گلم خیلی میخوامت

بوس

بوس