میلاد حضرت زهرا و تولدم

 

فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب, فاطمه فخر زنان، روز حساب

فاطمه یعنی رضای کردگار

شاهکار  خلقت  پروردگار

میلاد حضرت فاطمه مبارک

-----------------------------------

تولدم  چهارم خرداد ۱۳۶۶ بود...

عقیقه

سلام جیگر مامانشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

از دیروز و پریروز تا امروز صبح همه درگیر عقیقه شما بودن تا سلامتی شما رو تضمین کنن و به این مستحب موکد عمل کنن شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

بابایی گلت دیگه برات سنگ تموم گذاشت با اینکه موقع ورودت به خونه برات گوسفند کشته بود دوباره هم به همین زودی برای سلامتیت عقیقه کرد و نذاشت طولی بکشهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدست بابایی درد نکنهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

وااااااای که چقدر تکه تکه کردن گوسفند سخت بود و مامان جون گلتin love heart اذیت شد... اینقدر ازش خجالت کشیدمدو ساعت مامان جون داشت گوسفند میشست که دیگه آخرش باباجون هم اومد خونه و رفت کمکش طفلی دیگه با زور قرص پروفون راه میرفت و آخرشب از پا درد نمیتونست بشینهخدا مامان جون را برامون سالم و سرحال نگه داره...بعدش هم که دیگه مشغول درست کردن غذا و بقیه کارها شد که دیگه هیچیشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے...متین یادت باشه باید خیلی قدر مامان جونشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے باباجون را بدونی و قدردانشون باشی آخه همه جوره خیلی برات زحمت کشیدن...دیگه بالاخره با هر سختی بود عقیقه هم کردیم برات و تموم شد...خدا رو شکر

 شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

یه خبر دیگه هم اینکه چهل روزت که شد مادرجون گلم که شما میشی دومین نتیجه اش و اولین نتیجه از طرف دختریش اومد و زحمت کشیدن و شما را بردن که آب چله برات بریزن وااااای که چه حموم باصفایی بود همه جمع بودیم البته از وقتی شما به دنیا اومدی به جز حموم شب اول که از بیمارستان اومدیمو  خانم برهانی زحمتشو کشیدن بقیه را هر دفعه همه می اومدن خونه مامان جون و مادرجون میبردت حموم و ما کلی حال میکردیم آخه دور هم بودن با دوتا خاله هامو زن دایی جون شما خیلی خوش میگذره ... خالاصه حموم چله را هم رفتی...in love heartدست مادرجون گلم درد نکنه و خدا انشالله برامون حفظش کنهin love heart

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

یه خبر دیگه اینکه ما چهارشنبه ساعت 10 شب دیگه رفتیم خونه خودمون و شما واسه اولین بار در 41روزگی تو خونه خودمون خوابیدیوااااااای که چقدر لحظه خداحافظی منو مامان جون گریه کردیمSmiley آخه واقعا  سخت بود بعد از این همه وقت جداشدن از آغوش گرمی مثل آغوش مادر خدا مامان جون را همیشه برامون سالم نگه دارهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےحالا خنده دار اینجاست که فردا یعنی پنجشنبه صبح ساعت9 صبح برگشتیم خونه مامان جون این یعنی ما همیشه آویزون مامان جون هستیم...تقصیر خودشه میخواست نذاره این قدر بهمون خوش بگذره ...

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےمامان جون خیلی دوست داریم خیلی زیادشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے