واکسن چهار ماهگی
امروز پنجشنبه 20 مرداد ماه و 10 رمضانه و شما دیروز چهارماهه شدی
الان با بابایی و مامان جون رفتیم واکسن عروسک کوچولومو زدیم و اومدیم چون قبل از واکسن قطره استامینوفن دادم هنوز دردش شروع نشده ولی اونجا کلی گریه کردی
...
راستی پنجشنبه هفته ای که گذشت مامان جون افطاری داد و همون روز مامانی نی نی تب و لرز گرفت که دکتر گفت شاید عفونت ادراری باشه و واسم آزمایش داده و حالا منتظر جوابشیم ایشالله که جوابش خوبه
محمد متین عزیزم خیلی دوستت دارم
دایی جون حمید میگه کاشکی میشد تو رو همراه خودش میبرد محل کارش و تو رو میذاشت تو کشو تا هروقت دلش تنگ میشد در کشو رو باز میکرد و چهار تا بوست میکرد و در کشو رو میبست...هه هه هه
........................
خبر جدید اینکه 11 روز پیش بود یعنی روز پیشواز ماه رمضان که خانم برهانی و فاطمه جون خونه ما بودن که امتحان کردن ببینن شما وقتی اسمت را صدا میکنن برمیگردی یا نه که دیدن بله....نی نی قشنگ ما دیگه فهمیده که اسم خوشگلش محمد متینه و به سمت اونی که صداش میکنه بر میگرده...قربون سرش برم 
آفرین پسر گلم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید؟؟؟؟
محمد متین جیگرم
حالا دیگه پستونکشو میگیره پرت میکنه و به اون به چشم اسباب بازی نگاه میکنه
یه عالمه دست میخوره پسرم و همش دستاش تو دهنشه و لثه هات میخاره و آب از دهنت راه میافته
وقتی یکی را میبینه که بالای سرش وایساده اول ماهرانه بهش میخنده و بعد کمرش را کاملا از زمین بلند میکنه تا بغلش کنن
وقتی بابایی گلش میاد خونه تا بابایی را میبینه بهش میخنده و خستگی را از بدن بابایی بیرون میکنه خدا رو شکر در کل پسرم خیلی بیشتر از قبل میخنده و خنده صدادار میکنه و دایم پشت سر هم آغون میگه
وقتی صدای قرآن براش میذاریم بی اختیار آروم میشه و دیگه حتی دست و پا هم نمیزنه
وقتی رو کمرت میشینی خیلی خوشحال میشی و از اون خوشحالتر وقتی که رو پاهات وایمیسی فورا به مامانی میخندی و تشکر میکنی
وقتی یه شی را جلوی صورتت میگیریم در تمام جهات دنبالش نگاه میکنی و هرکی از جلوت رد بشه حتی اگه بالای سرت بره خودتو بلند میکنی و نگاهش میکنی یعنی در واقع از همه سان میبینی و همه هم دایم قربون صدقه ات میرن
وقتی یه چیزی مثل هلو یا سیب را میگیریم جلوی دهنت با نهایت هوس میخوریش و آب از دهنت راه میافته تازه روز اول ماه رمضان مادرجونم بهت خرما و زولبیا هم داد....هه هه هه
الهی فدات بشم من خیلی ماهی عزیزم خیلی ماه
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین